شرایط ایران با لیبی، ونزوئلا و دیگر کشورها متفاوت است چرا که به لطف الهی و متأثر از خون مطهر شهیدان والامقام، ساختار نظام سیاسی و بخصوص حمایت مردمی از نظام آن چنان بالاست که مشاهده کردیم حتی پس از شهادت امام و رهبر شهیدمان و آغاز جنگ تحمیلی، قدرت سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران اسلامی کاهش نیافت و با اقتدار ایستاده است.
به گزارش خبرگزاری حوزه، سالهای متمادی است که عدهای در داخل، چنین ابراز نظر میکرده و میکنند که تسلیم در برابر نظام سلطهی جهانی مقدمهی ثبات و توسعه کشور است و حتی این طیف در تحلیل های خود با استناد به تجربهی ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، چنین استدلال میکرده و میکنند که اگر جمهوری اسلامی ایران خلع سلاح مورد نظر آمریکا را بپذیرد و مدیریت کلان سیاسی و امنیتی خود را عملاً واگذار کند، مسیری مشابه ژاپن را طی کرده و به قدرت اقتصادی تبدیل خواهد شد. این در حالی است که این افراد که بعضاً در نظام آموزش عالی و نیز سیستم رسانه ای کشور، نفوذ بالایی هم دارند، بدون توجه به تفاوت های ساختاری دو کشور ایران و ژاپن دقت نمی کنند و یا نمی خواهند قبول کنند که کشور ما در صورت مقاومت نکردن در مواجهه با دشمن متجاوز، نه شرایط ژاپن، بلکه به احتمال زیاد تجربهی یوگسلاوی و لیبی را از سَر خواهد گذرانید.
خطر بالکانیزه شدن یا لیبیسازی در کمین بود اگر…
دکتر احسان فرزانه، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل معتقد است: چنانچه جمهوری اسلامی ایران ابزارهای قدرت و اقتدار مرکزی خود را واگذار کند، خطر بالکانیزه شدن، کشورمان را به شدت تهدید میکند. در چنین شرایطی طبیعتاً نظام سلطه میکوشد که ایران هرگز دوباره به عنوان یک قدرت منطقهای سر بَر نیاورد.
وی با انتقاد جدی نسبت به برخی تحلیلگران و اساتید دانشگاه گفت: برخلاف آنچه عدهای تسلیم طلب بیان میدارند، مقاومت نکردن برای ایران نه تنها امکان توسعه و پیشرفت پدید نمیآورد، بلکه صلح پایدار را هم تضمین نکرده و اساساً بقای کشور را به خطر میاندازد.
تجربه تلخ لیبی؛ درس عبرتی فراموشناشدنی
فرزانه همچنین با تأکید بر این نکته که تجربهی لیبیِ معاصر، ابطال خونین ادعاهای ایدئولوژیک تسلیمطلبان و سازشکاران است، افزود: ما نباید تجربیات تاریخ معاصر را از یاد ببریم، چه آن که به عنوان مثال چند سال پیش، معمّر قذافی همه تجهیزات هستهای خود را بارِ کشتی کرد و به آمریکا فرستاد، به این امید که کشورش این اجازه را پیدا کند که به جامعهی جهانی بپیوندد و بدین وسیله اقتصادش شکوفا شود، اما او نه تنها به رفاه نرسید، بلکه به محض اینکه لیبی، توان بازدارندگی خود را از دست داد، از سوی همان کسانی که به او وعدهی ادغام در نظم جهانی داده شده بود، سرنگون گشت.
وی بیان کرد: در حال حاضر لیبی نه تنها کشوری توسعهیافته به شمار نمیرود، بلکه به مرکز خرید و فروش بَرده و میدان منازعهی گروههای تروریستی تبدیل شده است. این دقیقاً همان تلِ خاکستری است که تسلیم به ارمغان میآورد و نظام سلطه می خواست همان طرح لیبی سازی را در کشور ما اجرا کند اما به لطف خدا و در سایه هوشیاری رهبری و مردم، تیرش به سنگ خورد و در نهایت به کشور ما حمله نظامی کرد.
برنامه ایالات متحده برای تبدیل ایران به لیبی
چندماه پیش بود که “لیندسی گراهام” سناتور جمهوریخواه ایالات متحده با تأکید بر لزوم حمله به تاسیسات اتمی ایران به صورت علنی از ضرورت تبدیل ایران به لیبی از طریق مذاکره به موازات تهدید نظامی شامل مواردی همچون جمع آوری کل تاسیسات هستهای و سوخت اتمی و خارج کردن از ایران و در صورت نیاز بمباران تأسیسات اتمی سخن گفته بود.
ماجرای لیبی چه بود؟
دولت لیبی در سال ۲۰۰۳ میلادی به رهبری معمر قذافی به توافقی با آمریکا با موضوع خلع سلاح هستهای لیبی دست یافت که مفاد آن از این قرار بود؛ ۸۰۰ تن از سلاحهای شیمیایی لیبی نابود شود. لیبی حتی تعهد داد که همه موشکهای بالستیک و سلاحهای بیولوژیکی خود را اعلام کند و بهعلاوه دولت لیبی اجازه دهد تا کارشناسان انگلیس، آمریکا و روسیه از چند سایت سری و چندین لابراتوار و کارخانجات نظامی این کشور بازدید داشته باشند.
نگاهی به کارنامه آمریکاییها در قبال لیبی با محوریت دوران جرج بوش پسر که به توافق میان طرفین منجر شد حاکی از آن است که خواسته کاخ سفید شامل مذاکرات هستهای، توان نظامی و ظرفیتهای منطقهای لیبی بود. آمریکاییها در حالی ادعای رویکرد به مذاکره بر سر این مسائل را سر میدادند که همزمان نیز سیاست تحریمهای سنگین و منزوی سازی جهانی لیبی را اجرا کردند. آمریکاییها در فضاسازی تبلیغاتی و رسانهای مدعی بودند که اقدامات آنها علیه لیبی در راستای تحقق صلح و امنیت بیشتر برای جهان و نیز کمک به مردم لیبی برای داشتن آیندهای بهتر بوده است.
ترامپ همچنان در توهم لیبیسازی ایران
سخنان یکی دو سال اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اعمال فشار حداکثری و نیز همراهی با صهیونیستها با ادعای گزینه نظامی، نشان میدهد که آمریکا همچنان در توهم لیبی سازی ایران است در حالی که در ظاهر مدعی تعامل و دلسوزی برای ایرانیان است، اما بعد از وقوع جنگ رمضان به صراحت از اهداف و نیات شوم خود سخن گفته و می گوید.
لیبی با فریب خوردن از غرب و آمریکا، تمام تسلیحات هستهای خود را جمع کرد و آمریکا پیچ و مهرههای تأسیسات هستهای این کشور را باز و به خارج بُرد. صنایع نظامی و دفاعی لیبی نیز تعدیل شد و در نهایت نیز دانشمندان هستهای لیبی با وعده زمینههای کاری و تحقیقاتی از لیبی خارج و به کشورهای غربی برده شدند. هر چند که این اقدامات با عنوان رفع تحریمها و دادن موقعیت منطقهای و جهانی به لیبی صورت گرفت اما در نهایت آمریکایی ها از لغو تحریمها خودداری کرده و مدعی شدند که برای جلوگیری از رویکرد دوباره لیبی به دانش هستهای، این تحریمها باقی خواهد ماند و فشارها از لیبی برداشته نمی شود.
نکته جالب توجه ماجرا این است که کوتاه آمدن و تسلیم شدن لیبی نه تنها موقعیت منطقهای و جهانی برای قذافی ایجاد نکرد بلکه تضعیف و انزوای سیاست خارجی لیبی را به همراه داشت چرا که دیگر این کشور مولفهای برای قدرت سازی نداشت.
ایران لیبی و ونزوئلا و … نیست
البته مسلم است که شرایط ایران با لیبی، ونزوئلا و دیگر کشورها متفاوت است چرا که به لطف الهی و متأثر از خون مطهر شهیدان والامقام، ساختار نظام سیاسی و بهخصوص حمایت مردمی از نظام آن چنان بالاست که مشاهده کردیم حتی پس از شهادت امام و رهبر شهیدمان و آغاز، قدرت سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران اسلامی کاهش نیافت و امروز با صلابت در مواجهه با نظام سلطه ایستاده ایم و از مواضع اقتدارآفرین خود نیز کوتاه نمیآییم.
گزارش: سید محمدمهدی موسوی
منبع: خبرگزاری حوزه
